X
تبلیغات
بازی تراوین

بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ بهار بی خزان خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

روان شناسی


بنام خداوند مهرورز


زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد و سعی کرد اورا منصرف کند,

اما نجار تصمیمش را گرفته بود…

سرانجام صاحب کار درحالی که باتأسف بااین درخواست موافقت میکرد،

ازاو خواست تابه عنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد,

نجار نیز چون دلش چندان به این کارراضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد وکار را تمام کرد…

زمان تحویل کلید صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت:

این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد,

درواقع اگر او میدانست که خودش قرار است دراین خانه ساکن شود،لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد وتمام دقت خود رامیکرد…


"این داستان زندگی ماست"


گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هرروز می سازیم نداریم،

پس در اثر یک اتفاق میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم,

اما فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست,

شما نجار زندگی خود هستید و روزها چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشوند,


""مراقب خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید""



[ پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ] [ 05:21 ق.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مذهبی



بنام خداوند مهرورز




امیرالمؤمنین على علیه السلام روز جمعه در کوفه سخنرانى زیبایى کرد.

 

و در پایان سخنرانى فرمود: اى مردم ! هفت مصیبت بزرگ است که باید از آنها به خدا پناه ببریم :

 

1- عالمى که بلغزد

 

۲- عابدى که از عبادت خسته گردد

 

3- مؤمنى که فقیر شود

 

4- امینى که خیانت کند

 

5- توانگرى که به فقر درافتد

 

6- عزیزى که خوارگردد

 

7- فقیرى که بیمار شود



 


در این وقت مردى برخواست و عرض کرد: یا امیرالمؤ منین ! خداوند در قرآن مى فرماید: ((ادعونى استجب لکم )): مرا بخوانید(دعا کنید) تا دعایتان رامستجاب کنم . اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟

 

 حضرت فرمود: علتش در هشت مورد است :

 

یک : این که خدا را شناختید، ولى حقش را آن طور که بر شما واجب بود

 

بجا نیاوردید، از این رو آن شناخت به درد شما نخورد.

 

دو : به پیغمبر خدا ایمان آورید ولى با دستورات او مخالفت کردید و

 

شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟

 

سه : قرآن را خواندید ولى به آن عمل نکردید و گفتید: قرآن را به گوش

 

و دل مى پذیریم اما به آن به مخالفت برخواستید.

 

چهار: گفتید ما از آتش جهنم مى ترسیم در عین حال با گناهان و

 

معاصى به سوى جهنم مى روید.

 

پنج : گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهایى انجام

 

مى دهید که شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق

 

شما نسبت به بهشت کجاست ؟

 

شش : نعمت خدا را خوردید، ولى سپاسگزارى نکردید.

 

هفت : خداوند شما را به دشمنى با شیطان دستور داد و فرمود:

 

"ان شیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا": شیطان دشمن شماست ،

 

پس ‍ شما او را دشمن بدارید! به زبان با او دشمنى کردید ولى در

 

عمل به دوستى با او برخاستید.

 

هشت : عیبهاى مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود

 

بى خبر ماندید (نادیده گرفتید) و در نتیجه کسى را سرزنش مى کنید

 

که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.

 

با این وضع چه دعایى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى که شما

 

درهاى دعا و راه هاى آن را بسته اید پس از خدا بترسید و عملهایتان

 

را اصلاح کنید و امر به معروف کنید و نهى از منکر نمایید تا خداوند

 

دعاهایتان را مستجاب کند.

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مناسبت ها



بنام خداوندمهرورز


دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)


یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)


وقتی که شکافت فرق او در محراب


گفتند مگر نماز می خواند علی(ع) . . .



ای حسن و حسین! شما را سفارش می‌کنم به ترس از خدا، و این که دنیا را نخواهید، هر چند که دنیا پی شما بیاید. و دریغ مخورید بر چیزی که به دستتان نیاید. حق را بگویید و برای پاداش (آن جهان) کار کنید. با ستمکار بجنگید و ستمدیده را یاری کنید.

شما و همه فرزندانم و کسانم و آنها را که نامه من به دستشان می‌رسد، سفارش می‌کنم به ترس از خدا و نظم در امور و آشتی با یکدیگر؛ که من از جد شما شنیدم که می‌گفت:« آشتی دادن میان مردم بهتر است از سال‌ها نماز و روزه.»

 

به خاطر خدا مراعات حال یتیمان را بکنید. آنان را گاه گرسنه و گاه سیر نگه ندارید و نزد خود ضایع شان نکنید؛ و همسایگان تان را دریابید که پیامبر شما سفارش آنها را بسیار می‌کرد، چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد نمود. و به خاطر خدا قرآن را ارج بنهید؛ مبادا دیگران در عمل به احکام آن بر شما پیشی گیرند؛ و به خاطر خدا به نماز اهمیت دهید که ستون دین شماست؛ و به خاطر خدا تا زمانی که زنده اید، خانه‌ی او را خالی مگذارید که اگر حرمت آن را نگاه ندارید، به عذاب خدا گرفتار خواهید شد؛ و به خاطر خدا در راه خدا به مال و جان و زبان‌هایتان جهاد کنید. با هم متحد باشید، به هم بخشش کنید و مبادا از هم روی برگردانید.

 

امر به معروف و نهی از منکر را وا مگذارید که در غیر این صورت، بدترین افراد، حکمرانی شما را بر دست گیرند و آن گاه هر چه نفرین کنید، خدا از شما نپذیرد. ای پسران عبدالمطلب! چنین نشود که بگویید امیرمؤمنان را کشته‌اند و به این بهانه دست‌هایتان را به خون مسلمانان بی‌گناه آلوده کنید. بدانید جز قاتل من کسی نباید بابت خون من کشته شود. اگر من از این ضربه‌ی او از دنیا رفتم، او را تنها یک ضربه بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مَبُرید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود:« از بریدن اندام مرده بپرهیزید، هر چند سگ هار باشد.»


[ جمعه 27 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 04:18 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مناسبت ها



بنام خداوند مهرورز



روزی خداوند به حضرت موسی (ع) فرمود:

 

ای موسی چرا مرا نمی خوانی و دعائی نمی کنی؟

 

 موسی (ع)عرض کرد

 

خدایا: با کدام زبان - با کدام دست و دل -

 

یعنی همه آلوده به گناهان است!؟

 

خداوند فرمود: ای موسی با زبان غیر مرا بخوان -

 

  موسی عرضه داشت بارالها چگونه؟

 

 خداوند فرمود: تو به بندگانم که به منزله ی خانواده ام هستند

 

 خدمت کن تا آنها برایت دعا کنند

 

با زبان و با دست و دل دیگران که گناه نکردی!


التماس دعا



[ چهارشنبه 25 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

ادبی


بنام خداند مهرورز





این روزها که می گذرد،


 هر روز احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند


 احساس می کنم که مرا

 

 از عمق جاده های مه آلود

 

 یک آشنای دور صدا می زند

 

 آهنگ آشنای صدای او

 

 مثل عبور نور

 

 مثل عبور نوروز

 

 مثل صدای آمدن روز است

 

 آن روز ناگزیر که می آید

 

 روزی که عابران خمیده یک لحظه وقت داشته باشند

 

 تا سر بلند باشند و آفتاب را

 

 در آسمان ببینند


 


ادامه مطلب

[ سه‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مذهبی


بنام خداوند مهرورز


شرط زنده ماندن غذا خوردن نیست. اصحاب کهف بیش از سیصد سال در غارخوابیدند و بدون خوردن غذا زنده ماندند.


یک وقت دیدی خدا خواست ما را هم بدون غذا نگاه دارد.


در ماه رمضان خدا که مهمانی داد ، با گرسنگی از مهمان هایش پذیرایی کرد. اگر چیزی بهتر از آن بود ، با آن پذیرایی می کرد. 

هر که مهمان خدا شود ، کم کم از خوردن و آشامیدن می افتد؛ همه ی حواسش به او می رود و علم و محبت او را سیر و سیراب می کند. مؤمن با کرُه (اکراه) می خورد و می خوابد و می پوشد، یعنی رغبت به آنها ندارد.



استاد دولابی - مصباح الهدی ص337



[ یکشنبه 22 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مناسبت ها



بنام خداوند مهرورز


fjfjfj.gif


ﺁﺧﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ،ﺍﯾﻮﺍﻧﺶ ﻃﻼﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﮔﻨﺒﺪ ﻭ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺻﻔﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻡ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﮔﻨﺒﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﺤﺴﻦ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻣﺠﺘﺒﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻓﻮﻻﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻋﺠﺐ ﺩﺍﺭﺍﻟﺸﻔﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﻧﻘﺸﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺯﻫﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ

ﻧﻘﺸﻪ ﺭﺍ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﮔﻨﺒﺪ ﺻﺎﺩﻕ،ﺿﺮﯾﺢ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﺻﺤﻦ ﺣﺴﻦ

ﭘﺮﭼﻢ ﺳﺠﺎﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﻝ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻦ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩ ﻭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻡ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ


[ شنبه 21 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مهدویت



بنام خداوند مهرورز


تازه عروسی کرده بودن. با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم گل و شیرینی بخریم و یه سری به شان بزنیم. خانه شان کوچک بود. یک پذیرایی دوازده متری داشتند. روی دیوار بالای پذیرایی عکس امام خمینی و عکس امام خامنه ای را چسبانده بود. بین عکس های آن دو بزرگوار یک قاب بزرگ خالی هم بود. برای همه مان سوال شده بود. تا حالا ندیده بودیم کسی قاب خالی به دیوار پذیرایی خانه اش بچسباند. عاقبت من طاقت نیاوردم و به نمایندگی از همه پرسیدم: این قاب خالی چیه!؟ نکند به زودی در این مکان عکس عروسی تان نصب می شود!؟ بچه ها خندیدند. خودش هم لبخندی زد و جواب داد:نه. . . این قاب جای خالی عکس امام زمان است. می خواهیم وقتی حضرت مهدی ظهور کردند و چهره شان را همه دیدند عکس شان را به دیوار خانه مان بچسبانیم. همه مان مات و مبهوت شدیم. یکی پرسید: پس چرا از حالا قاب خالی زده ای به دیوار؟ هنوز که آقا ظهور نکرده اند. فوری جواب داد: همین دیگر. . . می خواهیم همیشه یادمان باشد یک چیزی توی زندگی مان کم داریم.هر لحظه که این قاب خالی را می بینیم یادمان می افتد که منتظر ظهور باشیم. . .



برچسب‌ها: ظهور، منتظر

[ پنج‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]


مناسبت ها

بنام خداوند مهرورز



هنگام افطار و لحظه باز کردن روزه، آن هم روزه ای که به امر پروردگار گرفته بودیم، یکی از قشنگترین لحظات محسوب می شود، و آداب فراوانی برای افطار آورده شده، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می گردد.

 

 

1- مقدم داشتن نماز مغرب بر افطار.

 

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: مستحب است، روزه دار اگر توانایی دارد، ابتداء، قبل از افطار نمازش را بخواند. (وسائل 10/150).

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: اگر میل تو به افطار و غذا خوردن، تو را از نماز باز می دارد، ابتدا افطار کن، تا دور شود از تو وسوسه های نفس ملامت گر. (و هنگام نماز با فراغ بال و آرامش نماز بخوانی).

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: در ماه رمضان، ابتدا نماز بخوان، سپس افطار کن، مگر با گروهی باشی، که آنها منتظر افطارند. ( یعنی: اگر آنها ابتدا افطار می کنند، تو با آنها مخالفت نکن).

 

بر این اساس، استحباب خواندن نماز قبل از افطار، دو مورد استثنا دارد، طاقت و صبر نداشتن روزه دار، و وقتی گروهی منتظر ما باشند.

 

هر مومنی برادر مۆمن خود را شبی از ماه رمضان افطاری دهد، خداوند برای او پاداش آزاد کردن سی بنده مۆمن در راه خدا را، می نویسد و در برابر هر کدام، (مهمانان افطاری) دعایی مستجاب را نیز دارد



 
ادامه مطلب

برچسب‌ها: رمضان، افطاری

[ یکشنبه 15 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 04:57 ق.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مذهبی

بنام خداوند مهرورز



گوهر شاد  یکی از زنان باحجاب بوده همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود. او می خواست در کنار حرم امام رضا (ع) مسجدى بنا کند .

به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش این است که فقط با وضو کار کنید و در حال کار با یکدیگر مجادله و بد زبانى نکنید و با احترام رفتار کنید. و اخلاق اسلامى و یاد خدا را رعایت کنید . او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد می‌آورند علاوه بر دستور قبلى گفت سر راه حیوانات آب و علوفه قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگین نزنید و آنها را اذیت نکنید . اما من مزد شما را دو برابر مى دهم ..

گوهرشاد هر روز به سرکشی کارگران به مسجد میرفت؛ روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفت بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى چهره او را دید . جوان بیچاره دل از کف داد و عشق گوهرشاد صبر و طاقت از او ربود تا آنجا که  بیمار شد و بیمارى او را به مرگ نزدیک کرد. چند روزی بود که به سر کار نمی رفت0 و گوهر شاد حال او را جویا شد . به او خبر دادند جوان بیمار شده لذا به عیادت او رفت..

چند روز گذشت و روز به روز حال جوان بدتر میشد. مادرش که احتمال از دست رفتن فرزند را جدى دید تصمیم گرفت جریان را به گوش ملکه گوهرشاد برساند .وگفت اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نیست. او موضوع را به گوهرشاد گفت و منتظر عکس العمل گوهرشاد بود. ملکه بعد از شنیدن این حرف با خوشرویى گفت: این که مهم نیست چرا زودتر به من نگفتید تا از ناراحتى یک بنده خدا جلوگیرى کنیم؟ و به مادرش گفت برو به پسرت بگو من براى ازدواج با تو آماده هستم ولى قبل از آن باید دو کار صورت بگیرد . یکى اینکه مهر من چهل روز اعتکاف توست در این مسجد تازه ساز . اگر قبول دارى به مسجد برو و تا چهل روز فقط نماز و عبادت خدا را به جاى آور. و شرط دیگر این است که بعد از آماده شدن تو . من باید از شوهرم طلاق بگیرمحال اگر تو شرط را مى پذیرى کار خود را شروع کن.

 
ادامه مطلب

[ سه‌شنبه 10 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

1 2 3 4 5 ... 49 >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه