X
تبلیغات
رایتل

بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ بهار بی خزان خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.


مذهبی



به نام خداوند  مهر ورز



حکمتهای زیبا،الهام گرفته شده از سوره مبارکه یوسف علیه السلام:

 

..برادران یوسف خواستند او را بکشند..

(اما او نمرد)!!

 

..سپس خواستند آثارش را محو کنند...

(اما مقامش بلند و عالی شد)!!

 

..سپس بعنوان یک برده بفروش رسید...

(اما او پادشاه شد)!!

 

..سپس خواستند تا مهر و محبتش را از دل پدرش پاک کنند...

(اما محبت پدر بیشتر شد)!!

 

(پس از نقشه های بشر نگران نباش که اراده و قدرت الله سبحانه و تعالی مافوق همه هست)

 

..وقتی یوسف در زندان بود، به گواهی آن دو نفرکه هم سلول او بودند از بهترین ها بود:

"انا نراک من المحسنین"

ما ترا از نیکوکاران می پنداریم و میبینیم.

اما..

با این وجود آن دو نفر قبل از یوسف از زندان آزاد شدند!!

 

و اما..

او با آن همه فضایل وخصوصیاتش سالها بعد از آنها در زندان باقی ماند!

حالا...

 

زندانی اولی ..

( آزاد شد تا یک خادم و نوکر دربار شود)

و دومی..

(آزاد شد تا اعدام شود)..!

 

(و یوسف سالها انتظار کشید و صبر کرد)..!!

اما.. بعد از این همه طول انتظار..آزاد شد تا پادشاه مصر شود..

تا پدر و مادرش را ملاقات کند..

تا خوشحالی او به نهایت برسد..!

 

به تمام آرزوهای به عقب افتاده های مان:

"بیشتر آراسته شو که فال یوسف از آن توست"

 آی کسانیکه برآورده شدن آرزوهایشان در مقابل اطرافیانشان سالها به تاخیر افتاده است..

اشکالی ندارد..ناامید نشوید..

 

همیشه اعلان نفر برتر و نفر اول را به آخر محفل می اندازند!!

 

..اگر کسانی که با تو در این مسابقه (زندگی)هستند از تو جلو زده اند...

پس بدان که تو بزرگتر و بیشتر از آنچه تصورش را هم بکنی خواهی یافت!!

..یقین بدان که الله ترا از یاد نبرده و نخواهد برد..

و او پاداش انسانهای نیکوکار را ضایع نخواهد کرد..پس از نیکوکاران باش..!

..وقتی حضرت یعقوب علیه السلام گفت:

( وَأَخَافُ أَن یَأکُلَهُ الذئب)

"و می ترسم که گرگ او را بدرد"

یوسف گم شد و خودش نابینا شد..!

چون احتمال بدی را پیش کرد..

..اماوقتی گفت:

( وَ أُفَوِّضُ أَمْرِىٓ إِلَى الله )

و کارم را به الله می سپارم.

یوسف و بنیامین بازگشتند و بینایی او هم بازگشت!

اللهم انی فوضت الیک امری

 

+ یکی ازبزرگان میگوید:

من در وقت نیازم از الله چیزی را میخواهم...

اگر به مرادم رسیدم (یکبار) خوشحال میشوم..

اما اگر حاجتم برآورده نشد،

ده ها بار خوشحال میشوم..!!

چون اولی انتخاب و خواست خودم هست..

ودومی "انتخاب وخواست الله سبحانه وتعالی"علام الغیوب (دانابه همه غیبها وآنچه درپیش داریم) هست ..!

-چه زییاست اعتمادکامل به پروردگارمان

والله یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

.."الله میداند وشما نمی دانید."

 

پس با یقین به  وعده های الله به پیشواز تقدیر و سرنوشت بروید.


http://anywherewithu.blogsky.com


[ یکشنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ] [ 08:42 ق.ظ ] [ رها ]

[ گل نرگس ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه