روان شناسی
دو برادر در زمینی با هم کشاورزی می کردند و محصول رو به تساوی
با هم تقسیم می کردند. نیمه شبی یکی از برادرها از خواب بیدار شد و به خودش گفت :
برادر من زن و دوتا بچه داره ، خرج داره
بچه هاش و همسرش ازش انتظار دارند
براشون لباس های خوب بخره و امکانات مناسبی داشته باشند این بی انصافیه که نصف
محصول رو به من می ده پس بلند شد و به انبارش رفت و بخشی از محصولات رو به انبار
برادر بزرگ تر برد همون شب برادر بزرگ تر هم بیدار بود و داشت فکر می کرد که :
برادرم باید پول هاش رو جمع کنه تا بتونه ازدواج کنه اون جوونه و دوست داره چیزهائی
برای خودش بخره، تفریح کنه و سفر بره پس من نباید نیمی از محصول رو بهش بدم و اون
حق و سهم بیشتری داره و او هم همون کاری رو کرد که برادر کوچک تر انجام داده بود
صبح روز بعد هر دو متعجب دیدند که محصول موجود در انبارشون کم نشده!
دوست خوب:
این قانون کائناته که اگر ببخشی ، بهت می بخشه
اگر هدیه بدی ، بهت هدیه
می ده
اگه به فکر دیگران باشی ، به فکرته
اگه سود برسونی ، بهت سود می
رسونه
کاشکی خود خواهی هامون رو می گذاشتیم کنار
کاشکی عامل تکثیر مهر و بسط
مهربونی می شدیم
کاشکی ...
سایت خانه تحول، مسافرکوچلو