من نوشت
میدونی این جا کجاست ؟
"فقط یک ج ر ع ه…"/1
درمدرسه زندگی بعضی ها اهل هیچ کلاسی نیستند !
نه حلال وحرامی ،نه محرم ونامحرمی ،نه خدا وپیغمبری !
خلاصه از هفت دولت آزاد !!!
عده ای هم از سر اجبار چند کلاسی می گذرانند
این ها اهل توجیه اند و تراشیدن دلیل
و همیشه بین عشق ومصلحت در تردید !
بعضی هم فقط آمدند که بنشینند سر کلاس عاشقی
ودرس عشق جواب بدهند !
آن روزی که حضرت عباس (ع) مشک خالی اش
را از آب فرات پر کرد-
می توانست دلیل ها برای نوشیدن آب بیاورد
مثلا بگوید:اگر آب بنوشم
نیرو می گیرم و بهتر می توانم بجنگم و...
اما به عشق امامش که تشنه لب بود
و به عشق کودکان وزنان تشنه حرم
آب نخورد و لب تشنه جان سپرد
ودر آن لحظه بود که سر عالم هستی برایش تجلی کرد
شد باب الحوائج و آب تا ابد به پایش افتاد !
در کلاس زندگی هنوز هم
عشق را می آموزند
و نمره قبول می دهند
به هرکس که از عشق خالق به عشق مخلوق برسد
و دوباره از عشق مخلوق به حریم قدسی او عروج کند !
پی نوشت : با تشکر از وبلاگ دوست گرامی (امپراطوری بهار ) توضیحات ایشان درباره سرداب حرم آقا ابالفضل (ع) در ادامه می آید :
آیت الله العظمی حکیم قدس سره از علمای بزرگ و مراجع بنام تقلید بود که
سالها زعامت حوزه کهنسال نجف را به عهده داشت و در راه نگهبانی از دین خدا
رنجها به جان خرید. آیت الله سید عباس کاشانی حائری در مورد حضرت ابوالفضل
علیه السلام و سرداب و قبر مطهرش داستانی را در خدمت این مرجع بزرگوار
مشاهده کرده که اینگونه نقل کرده است :
روزی در بیت آیت الله حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل
علیه السلام تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام را آب
گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز
آسیب کلی وارد شود شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم
آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد.
آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و
به حرم مطهر حضرت ابوالفضل علیه السلام رفتیم. آن مرجع بزرگ برای بازدید به
طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم. اما همین که چند پله پایین
رفتند دیدم نشست و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم شروع به
گریه کرد. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟
من گردن کشیدم و دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت.
منظره این بود : دیدم قبر شریف ابوالفضل علیه السلام در میان آب بسان جایی
که از هر سو به وسیله دیوار بتونی بسیار محکم حفاظت شود در وسط آب قرار
دارد اما آب آن را نمی گیرد درست همانند قبر سالارش حسین علیه السلام که
متوکل بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد و آنجا را حایر حسینی
نامیدند. سلام خدا بر او و سالارش حسین علیه السلام.
نای حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب
بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از
کموکیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمیتواند باشد.
علیرضا فداکار، معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات در گفتگو با فارس با
اشاره به سفر چند سال پیش خود به عتبات پس از سقوط صدام و زیارت سرداب حرم
حضرت اباالفضلالعباس(ع) اظهار داشت: بنده در سال ۸۲ و تقریبا ۶ ماه پس از
سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.
وی افزود: علت اینکه برخی از حرمهای مطهر ائمه(ع) دارای سرداب هستند
به این خاطر است که به مرور زمان، زمینهای اطراف حرم به خاطر ساخت و
سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این
دلیل سرداب ایجاد شده است به طور مثال در نجف اشرف علت اینکه حرم حضرت
امیرالمؤمنین(ع) سرداب ندارد به این خاطر است که حرم حضرت در بالاترین
نقطه شهر واقع شده اما در کربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا و حرم حضرت
اباالفضلالعباس(ع) در گودی واقع شده است.
فداکار خاطرنشان کرد: اما سرداب حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) حدودا ۴
متر پایینتر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی کربلایی، امام
جمعه حرم امام حسین(ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از
این تاریخ، سرداب حرم حضرت کاملا قفل بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت.
سلام دوست عزیز.
نظرات زیبا و تامل برانگیزتون رو توی وبلاگ ترمه عزیز خوندم (رد پای دریا)
هرچقدر بگم به دلم نشست کم گفتم.......
چقدر نگاه متفاوتتون رو دوست داشتم. چقد حرفاتون بنظرم ملموس بود. چقدر جواب داده بودید سوالات کسانی رو که اسلام رو عامل عقب ماندگی های روزمره شون میدونن.
دوستانه ازتون تقاضا دارم تمام اون حرف ها رو برام بنویسید و اجازه بدین توی وبلاگم به اسم شما بذارمشون. ثواب اینکه شاید توی این ایام دل کسی رو بلرزونه حرفهای زیباتون مال شما من فقط میخام همه دوستام تو خوندن مطلب زیباتون شریک باشن
لطفن کامل برام بنویسیدش و اجازه بدین که توی وبلاگم بذارمش. هرچیزی هم که صلاح میدونید بهش اضافه کنید
فقر یعنی ..............
سپاس
در پناه حق
ایشاا... از عاشقان واقعی باشیم
سلام
چه پست زیبا و تاثیر گذاری
بسیار عالی بود متشکرم
خداقوت در پناه حق پیروز باشی
التماس دعا
ماجرای امان نامه ثابت کرد
عباس(ع) هم که باشی
دشمن برای جدا کردن تو از ولایت طمع می کند!
جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل
قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل
گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت
هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل
بهار هم که نباشد به مهربانی تو از شکوفه لبریزم
سلام دوست خوبم ممنون
شمام قبلا" جزء لینک های خوبم هستید
هر چقدر هم که ضعیف باشی
باز هم می توانی تکیه گاه باشی
چشمهایم از دلم رنجیده اند هرچه را دل خواست آنها دیده اند
در عوض یک کار مشکل خواستند دیدن موعود از دل خواستند
چون نباشد دل پی دریای نور بسته باشد دیده هنگام ظهور
مهدیا دل را خودت یاری بده چشم هایم را تو دلداری بده
اللهم عجل لولیک الفرج
خدای من خداییست که دست گیر است نه مچ گیر!
دستم را میگیرد همان طور که هستم!
بدون پیش شرط
همین و بس . . .
سلام
برای سرسپردگی به ائمه و دین اسلام می بایست به شناخت برسیم ...من عرفه....
اما آنقدر شاخه وبرگ برایش ساخته ایم که اصل گم شده است....وحتی با رنگ تقدس اجازه نقد نداریم.این تقدس مختص خداوند است و ائمه...ماحتی جزییات راهم تقدس بخشیده ایم
همین سرداب آقای خوبی ها...چرا باید این سالها بسته باشد وحرفی از آن زده نشود که می تواند جزوعجایب جهان باشد بدون منبع آب نه کم می شود نه زیاد بعد این همه سال آب راکد گندیده نشده و....
وحتی هیچ کتابی راجع به چرایی وچگونگی ادب آقا ابلفضل نوشته نشده است.ادبی که می بایست پیشتر انقلاب تربیتی ایجاد کند در جامعه سراسر حسادت.کبر و قدرت طلبی این روزهای ما
ما در مقابل ایشان مسوولیم...
بسیج؛ ای دست و بازوی ولایت/ خط سرخ ازل تا بی نهایت
تو را نشناختن حق ناشناسی است/تعارض با تو کفر و ناسپاسی است
…
هفته بسیج گرامی باد .
از ازل بر همه ذرات جهان تا عَرصات
رسد از آبروی آلِ محمّد برکات
وه چه بدبخت وسیه روست هرآنکس که زِ جهل
بشنود نام محمّد نفرستد صلوات
یا حکیم
این قسمت کف سرداب ، آب هست ؟؟؟
سلام بر شما
پست خوبی بود . بیشتر عکسش به دلم نشست !
راستی این مکان تو کربلا است ؟ مامان من که رفته کربلا نشناخت و ندونست چیه !
کلا میشه در مورد این مکان برام توضیح بدید ؟
رستگار باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام دوست خوبم
این مکان زیرزمین حرم حضرت ابولفضل (ع) در کربلا و کنار قبر حضرت است که دورتادور آن را آب گرفته .
سلام رها جان
ممنونم از مطلب بسیار ارزشمند ت استفاده کردم
وقتی که جهان زعشق و احساس افتاد
گلبرگ گلی زشاخه ی یـــــــاس افتاد
شد بال صعود جمله ی عــــــــالمیان
آن دست که از پیکر عبــــــــــاس افتاد
سلام عزیزم :
حال و احوالت چطوره همراه صحیفه نور ؟ خوبی ؟
قلمت بی نهایت شیواست و مطالبت بی اندازه زیبا ...
قلمت نویسا گلم و لطفت مستدام .
محض اطلاع دوستان:
یت الله العظمی حکیم قدس سره از علمای بزرگ و مراجع بنام تقلید بود که سالها زعامت حوزه کهنسال نجف را به عهده داشت و در راه نگهبانی از دین خدا رنجها به جان خرید. آیت الله سید عباس کاشانی حائری در مورد حضرت ابوالفضل علیه السلام و سرداب و قبر مطهرش داستانی را در خدمت این مرجع بزرگوار مشاهده کرده که اینگونه نقل کرده است :
روزی در بیت آیت الله حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد.
آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل علیه السلام رفتیم. آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم. اما همین که چند پله پایین رفتند دیدم نشست و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم شروع به گریه کرد. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟
من گردن کشیدم و دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت. منظره این بود : دیدم قبر شریف ابوالفضل علیه السلام در میان آب بسان جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتونی بسیار محکم حفاظت شود در وسط آب قرار دارد اما آب آن را نمی گیرد درست همانند قبر سالارش حسین علیه السلام که متوکل بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد و آنجا را حایر حسینی نامیدند. سلام خدا بر او و سالارش حسین علیه السلام.
نای حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کموکیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمیتواند باشد.
علیرضا فداکار، معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات در گفتگو با فارس با اشاره به سفر چند سال پیش خود به عتبات پس از سقوط صدام و زیارت سرداب حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) اظهار داشت: بنده در سال ۸۲ و تقریبا ۶ ماه پس از سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.
وی افزود: علت اینکه برخی از حرمهای مطهر ائمه(ع) دارای سرداب هستند به این خاطر است که به مرور زمان، زمینهای اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این دلیل سرداب ایجاد شده است به طور مثال در نجف اشرف علت اینکه حرم حضرت امیرالمؤمنین(ع) سرداب ندارد به این خاطر است که حرم حضرت در بالاترین نقطه شهر واقع شده اما در کربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا و حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) در گودی واقع شده است.
فداکار خاطرنشان کرد: اما سرداب حرم حضرت اباالفضلالعباس(ع) حدودا ۴ متر پایینتر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی کربلایی، امام جمعه حرم امام حسین(ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از این تاریخ، سرداب حرم حضرت کاملا قفل بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت.
سلام رها جان
کاش من هم لایق دیدار شوم.
دامن علقــمه و باغ گــل یاس یکیست
قمـر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای "اباصالح" و" عباس" یکیست
بعد لبهای تبسم ریز تو
گریه افتاده به جان آبها
از وداع تو حکایت می کند
دستهای پر تکان آبها
گریه امروز مال چشم تو
گریه فردا از آن آبها
راستی بی تو چه رنگی میشود؟
شعرهای شاعران آبها...
ای بزرگ خاندان آبها
آشنای مهربان آبها
در مقام شامخ سقائیت
بند می آید زبان آبها
با تماشای لب در یائیت
آب افتاده دهان آبها
مثل دریایی ولیکن میدهی
مشک خشکی را نشان آبها
زیر بار تیر های مشک تو
خورد گردید استخوان آبها
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند
یا شکور
سلام بر شما
بنده همان به که ز تقصیر خویش / عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندی اش / کس نتواند که به جای آورد
با " شورِ شُکر " به روزم و منتظر کوک توجهتان
راستی ممنون از توضیح
سلام[گل]
"ما تماشاچیانی هستیم ،
که پشت درهای بسته مانده ایم !
دیر آمدیم !
خیلی دیر ...
پس به ناچار
حدس میزنیم ،
شرط میبندیم ،
شک میکنیم ...
و آن سوتر
در صحنه ،
بازی به گونه ای دیگر در جریان است !"
زنده یاد حسین پناهی
[گل][گل][گل]
دوست من
هیچ گاه دلت را به روزگار مسپار، که دریایی از نا امیدی است ،
دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است....
دلت پرامید ...
مطلب خوبی بود ولی عکسش زیبا تر بود
ممنون از حضورت
سلام رها جان
خیلی خیلی زیبا بود ممنونم واقعا
اجرت با حضرت عباس علیه السلام
جانم به فدای حضرت ابالفضل علیه السلام و مردانگی اش و وفایش و همه ی خوبی هایش
یامهدی
نامت طعم شهادت دارد انگار،
که بغض گلو را رها نمی کند.
سلام
خدا قوت. عشق به ولایت و ائمه (ع) از جانب شما باعث حسادت حقیر شد.آرزوی پیروزی و سعادتمندی برایتان دارم.
سلام
لقمان حکیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود
فرزندم ! دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش ؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بکوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد
[گل][گل]
وبلاگ خوبی داری
تا فرصت هست تمامی ی وسعت عشق را باید
به تماشای مهر نشست!
دارد زمستان میشود
پروانه های دلم چه تلخ پیر شدند در حسرت فشردن
دستان بی انتهای یاوری بی منت!
چه تلخ نشکوفت حس مخملین رفاقت در نباریدنهای باهم بودن!
تا فرصت هست
تمامی ی مهربانی راباید به تماشا نشست
تا فرصت هست...
سلام عزیزم متشکرم[گل]
سلام عزیز
انشاالله در زندگیت هیچ کجا سر دو راهی نمانید بجز
بین الحرمین!!! که ندانید اول بروی پیش امام حسین(ع) زانو بزنید یا نزد حضرت ابو الفضل (ع) ....!!!!!!!!!!
موفقیت شما آرزوی ماست
خـــداونــــد مــــیــــفــــرمـــــایـــــد:
مــــن نـــــزد گــــمــــان بـــــنــــده ی مـــــومـــــن هــــســــتـــــم اگـــر گـــمـــان خـــــوب بــــه مــــن بـــــبــــرد بـــــه او خـــــوبـــــی مــــیــــرســـانـــم!
کافی،ج2،ص72
به روزممممممممممممممممم
سلام
زمانی بر مردم خواهد آمد که درونشان آلوده اما آشکارشان نیکو خواهد بود.
رسول اکرم (ص)
ای صبح آرزو
ای نغمه سرور
در دیدگان ما، برق امید توست
ای غایب از نظر
در قلبهای خسته ما
مایه اُمید
اکسیر مهر توست
شوق وصال در دل ما موج میزند
ای شوق آشکار
این رسم عاشقانه ما در فراق توست
کز رحمت خدای
دیدار آفتاب تو را آرزو کنیم
[گل][گل]
☆☆☆☆☆☆☆☆زندگـــــ♥ـــــی باید کـــــ♥ــــــرد☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆[گل]
*☆★*☆♡*. ★*☆♡*★*www.zangensha.ir*☆★*☆♡*. ★*☆♡*★*
☆☆☆☆☆☆☆☆زندگـــــ♥ـــــی باید کـــــ♥ــــــرد☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆[گل]
پنجـــــــره را باز کن
کمی از این هوای مطبوع استشمام کن
و بنــــــگر.....
بنگر به شقایق خشکیده روی طاقچه
شقایقی که تنها امیدش ، قطــره بارانی که قرار
است امشب ببارد
شب هاست که قرار است ببارد
اما تا امید هست زندگی باید کرد
چشم را برشقایق بسته ای
پنجره را بر باران نبند
مدت هاست که شقایق ، تشنه ی نوازش است
پس بگذار
بگذار لحظه ای مشاطه گر زمین وآسمان
شقایق رانوازش کند
زندگی ات را همراه با شقایق عاشق کن
"آری...تا شقایق هست زندگی باید کرد"
☆☆☆☆☆☆☆☆زندگـــــ♥ـــــی باید کـــــ♥ــــــرد☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆[گل]
*☆★*☆♡*. ★*☆♡*★*www.zangensha.ir*☆★*☆♡*. ★*☆♡*★*
☆☆☆☆☆☆☆☆زندگـــــ♥ـــــی باید کـــــ♥ــــــرد☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆[گل]
سلام آجی جان
...عجیبه پستم برات باز نمیشه...با یه مرورگر دیگه بیا...منم الان با کروم اومدم،وبت باز شد
قشنگ بود....
سلام همکار بزرگوارم متشکرم
تا فرصت هست تمامی وسعت عشق را باید
به تماشای مهر نشست!
دارد زمستان میشود
تا فرصت هست
تمامی مهربانی راباید به تماشا نشست
تا فرصت هست...[گل]
نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:پسرم!یک بهار،یک تابستان،یک پاییز و یک زمستان را دیدی...از این پس همه چیز این جهان تکراریست جز مهربانی...!
مهربانیت جاودانه باد...
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت
از پیش و پس قافله ی عمر میندیش
گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
سلام
ممنون از حضور پر مهرت ...
و یادی از سهراب :
(( شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است ... ))
من یقین دارم که برگ
کاین چنین خود را رها کردست در اغوش باد
فارغ است از یاد مرگ
لا جرم چندان که در تشویش از این بیداد نیست
پای تا سر،زندگیست
ادمی هم مثل برگ
میتواند زیست بی تشویش مرگ
گر ندارد همچو او ،اغوش مهر باد را
می تواند یافت لطف هرچه بادا باد را (فریدون مشیری)
[گل]•¤**¤•.¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤• صحیفه نور •¤.•¤**¤•.¸.•¤*.•¤**¤•.¸[گل]
آهنگ های خدا همیشه زبیاست.
گوش کن...
صدای طبیعت را ...
صدای رودخانه...
پر یک پروانه...
صدای طپش قلب یک عاشق...
چه دلنواز نواخته شده اند!!!
تار دلتان نزد خداست.
می خواهم از خدا که بزند بهترین پود ها را بر تار وجودتان
و بسازد ترانه ای زیبا از سرنوشتتان ...
سلام
خدایا
کمک کن دیرتر برنجم ، زودتر ببخشم
کمتر قضاوت کنم و بیشتر فرصت دهم
سلام . دوست عزیزم
متشکرم از پیام تون.
وبلاگ زیبا تونو خیلی دوست دارم.
موفق باشید