بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

مهربانی از جنس دیگر


من نوشت





sihLm5d_506.jpg


 

کسی را بدون مِهر
توان زنده بودن نیست
محبت نقشی بر فرش زندگیست!



مرگ رهزن این ره نیست

چرا که تنها

تصویری را به خاطره ای می پیوندد !
مثل عطر پرتقال مادر بزرگ
که هنوز شبهای امتحان در خانه می پیچد
یا طنین پندهای مادر
که در نگاه پر مهر هر مادری جریان دارد !



دیریست اما مهربانی را ز جنسی دگر یافتم

ماورای کلام و نگاه و خاطره

مهری بدون هیچ یادگاری !
شاید بازتابی از خود تا بی نهایت
و بازگشتی برتر و زیباتر به خود !


  ادامه مطلب ...

جبر و اختیار

اجتماعی




وقتی با ماشین در کوه، داری از جاده بالا مـیـری، دو انتخاب پیش رو داری، راه مستقیم که بـه قله میـرسـه و یـا سقوط بـه دره ، اگـر تـه دره یک میوه ممنوعه وسوسه کننده دیـدی و فرمان رو پـیـچـونـدی بـه سمت دره ، و سقوط کـردی ، تـا ایـنـجـاش اختیار مطلق داشتی و تـسـلـط بـرفـرمان در دست تـو بـود، ولی از ایـن بـبـعـدش یعنی کـلـه مـلـق خوردنت و عذاب کشـیـدنـت جبر ه  و حالا که از مقام خود سقوط کردی، بـرای بازگشت بـه مقام یـا طبقه قـبـلـی زندگی ات ؛ بایـد مشکلات رو تحمل کـنی، صبر کنی، و بـا تغییر و اصلاح و الـبـتـه صـبـر ، دوبـاره بـرگردی بـه طبقه ای که قبلا بـودی؛ یا حتی از اون هم بالاتر.

.
درستـه، مـدیـریـت فـرمـول هـای پـیـچـیـده و تـصـمـیـمـات عـالـم بـر عهـده خـداسـت.


شایـد ایـن جبر بـاشـه  - اما ؛

بـر سر دو راهی های مهـم زنـدگـیـت، یـا همـون آزمایـشات سرنـوشت ساز؛
اختیار کامـل بـه تـو داده می شـه،  تـا ارزش و قـدر واقـعـی تــو رو ، خـودت مشـخـص کـنـی.
اگـر در آزمایـشـاتـی کـه ارزش درون تـو  رو  تـعـیـیـن می کـنـنـد، نـشـون دادی کـه بـی ارزشی؛
دیـگـه نـبـایـد تـوقـع زیـادی از تـقـدیـر داشـتـه بـاشـی.

ایـن قـانـون روزگـار، واقـعـا مـنـصـفـانـه اسـت.


تقریبا میشه گفت : ما فقط موقع آزمایشات زندگی اختیار کامل داریم. و وقتی ارزش درون مان معلوم شد ، بقیه اش رو  روزگار بر مبنای ارزش درونمون تعیین میکنه که در کدام طبقه از هرم خوشبختی قرار بگیریم. و البته کسانی که پس از آزمایش، از مقام خودشون فرود میان باید صبر کنند ، و راه راستی پیش بگیرند تا شاید به لطف خدا در هرم خوشبختی، به طبقه ای بهتر از گذشته صعود کنند.

جهت یادآوری : هرم خوشبختی با هرم ثروت متفاوت است. ممکنه شخصی در بالای هرم ثروت باشد، اما در هرم خوشبختی در طبقات وسط یا پایین گیر کرده باشد.


http://100raz.com/fa

تاج بندگی

فرهنگی





چـــــــــــــــادر من ، لباس متهمان در دادگاه یا در زندان نیست ...


چادر من ، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلم ها نیست ...


چــــــــــــــادر من ، فقط برای رفـــتـــن بــه اماکن زیارتی نیست ...


چــــــــــــــادر من ، تــــــــــاج بـــــــنــــــدگی مـــــن است



ادامه مطلب ...

راز محبوب بودن !

مناسبت ها




یکی از نیازهای عاطفی ما انسان ها این است که در میان مردم عزیز باشیم و به اصطلاح عزت و احترام داشته باشیم و از طرفی از این که درچشم مردم خوار باشیم متنفریم. این نیاز در دعاهای ما هم انعکاس یافته است در زیارت امین الله آمده است: واجعلنی ... محبوبه فی ارضک و سمائک ؛خدایا ! مرا در زمین و آسمانت، محبوب ودوست داشتنی قرار ده.
برای کسب عزت راههای گوناگونی پیشنهاد می شود.مثل طماع نبودن ، خوش اخلاق بودن، فروتنی، هدیه دادن و بخشنده بودن، مردم دار بودن و.....

اما پشت پرده همه این دستورات باید بدانیم که کلید قلب ها در دست خداست و این خداست که دلها را جهت می دهد.کسی را که دوست داشته باشد محبوب و کسی را که دوست نداشته باشد منفور قرار می دهد.


وخداوند درقران چنین می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا ؛ به درستی کسانی که ایمان آورده و کارهای نیکو انجام دهند خداوند آنها را محبوب قرار می دهد (مریم، آیه 96)


واین همان شاه کلید اصلی است که برای محبوبیت و عزت به آن نیاز داریم تشخیص حق و قبول حق و عمل کردن به حق  .


امام حسن عسگری نیز به زیبایی این مطلب را در حدیثی بیان فرمده اند که :


ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إِلاّ عَزَّ.»:


هیچ عزیزى حقّ را رها نکند، مگر آن که ذلیل گردد و هیچ ذلیلى به حقّ عمل نکند، مگر آن که عزیز شود.




http://shia-patogh.blogfa.com



خرق عادت توسط امام صادق (ع)

مناسبت ها





امامان همانند پیامبران می توانند خرق عادت کنند تنها فرق این دو عمل به این است که پیامبران به همراه خرق عادت ادعای پیامبری داشتند ولی ائمه معصومین ادعای پیامبری نداشتند؛ در عوض ادعای دارا بودن مقام ولایت و حجت بودن خدا بر خلق را داشتند.

1. از یونس بن ظبیان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سراج و حسین بن نویره روایت شده که گفتند: ما در حضور حضرت صادق علیه السّلام بودیم، آن حضرت بما فرمود: خزینه‏هاى زمین و کلیدهاى آنها بما عطا شده، اگر من بخواهم به یکى از این پاهایم میگویم: آنچه طلا که در جوف تو است خارج کن! (خارج میکند) پس آن حضرت با پاى خود روى زمین خطى کشید، با دست خود مقدارى از طلا که بقدر یک وجب بود خارج کرد، آن طلاها را بما داد و فرمود: نیکو بآن نظر کنید که شک نیاورید، بعد از آن بما فرمود: بزمین نگاه کنید! وقتى ما نگاه کردیم دیدیم که مقدار زیادى طلاى درخشنده روى هم قرار گرفته است.

یکى از آن مردم گفت: یا بن رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله بشما اینطور نعمتها عطا شده و شیعیان شما محتاجند؟! فرمود: خدا بهمین زودى دنیا و آخرت را براى شیعیان ما جمع خواهد کرد و آنان را در بهشت پرنازونعمت داخل میکند و دشمنان ما را در دوزخ داخل خواهد کرد. (1) 

   

ادامه مطلب ...

میلاد نور مبارک !

من نوشت



توکه بدنیا آمدی آتشکده موبدان خاموش شد و کاخ کسراییان ویرانه گشت.

 

 توکه بدنیا آمدی آسمان اشک شوق بارید وزمین  تفتیده حجاز دستانش سبز شد.

 

 تو که به دنیا آمدی خورشید را خجل کردی از تابیدن ومه رویت ، ماه رابه تماشا واداشت.

 

توکه بدنیا آمدی عطر همه گلهای عالم را شمیم محمدی بخشیدی وباور انسانها را از ازل تا ابد


به احدیت یکتاپیوند دادی !

 

 اینک ای سلاله پاکان !ای خوبترین خوبان !

 

سبد سبد گل همیشه بهار پیشکش مقدمت باد که بهار هم با تولد تو معنا گرفت ! وعشق بادیدن


رخ زیبایت تجلی گاه عالم خلقت شد!

 

 

 

ای مقامت زجبریل بالاتر و ای حسن جمالت زیوسف نیکوتر !


میلادت مبارک!میلادت مبارک!


 

 


با عرض سلام وتبریک این ایام فرخنده خدمت همه دوستان و همفکران گرامی

 


اول بهمن تولد دومین سال بهار بی خزان است. در این دوسال مسیر پر فراز و نشیبی را پسر گذاشتم و خاطرات تلخ وشیرین بسیاری  از همراهی نوشتاری و مجازی دوستان برایم به یادگار مانده !

 

خدا را شاکرم که در زندگی مجازی هم مثل زندگی واقعی همیشه راهنما و مشکل گشای من بوده است. وتوانایی نوشتن را در این سالها به من عنایت کرد.

 

هدف اصلی من از نوشتن این وبلاگ این بود که کاربرد دین را در زندگیم پیدا کنم. در رابطه با دیگران- تربیت فرزند-روان شناسی اخلاق ادبیات و....کلا مهارتهای زندگی اسلامی را بشناسم.

 

بیشتر سعی کردم  مطالب مفید و کاربردی برای خودم و دیگران  در وبلاگم استفاده کنم .البته از فکر تا عمل فاصله بسیار است و این نوشته ها هم یک قدم بسیار کوچک !

 

اما به استناد  این آیه قرآن  که می فرماید : لیس الانسان الا ما سعی  ( براى انسان جز حاصل تلاش او نیست)

 


امید دارم که در سایه عنایت  خدا و اهل بیت (ع) و حضور و نظر سازنده  شما دوستان تلاشهایم ثمر بدهد وروز به روزمطالب بهتر و ارزنده تری را تقدیم کنم .

 

 

 

 

 

آغاز ولایت آخرین منجی مبارک !

مناسبت ها





ای منتظران گنج نهان می آید

آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور

گفتند که صاحب الزمان می آید

*عید امامت و ولایت مولایمان امام زمان مبارک*


با عرض سلام وتبریک آغاز ولایت ولی عصر (عج) خدمت دوستان گرامی  مطلب زیر درباره عید زهرا را به عاشقان واقعی اهل بیت (ع) تقدیم می کنم :

   

ادامه مطلب ...

سال روز شهادت امام سجاد (ع)

من نوشت






دفتر زندگی ورق می خورد وگاه به صفحاتی می رسد که سخت و پر تاب ورق می خورند !

در تردید بین نوشتن و ننوشتن است که به روز شهادت امام سجاد (ع) می رسم  .، گرچه دیر ولی تصمیم می گیرم ضمن عرض تسلیت به همه دوستان  چند خطی را تقدیم به این امام بزرگوار نمایم:


زوایای ذهنم را در یافتن هرچه نشان از این امام عزیز هست جستجو می کنم :

نامش را پدر علی گذاشت بخاطر زنده نگه داشتن یاد علی (ع) در آن فضای تبلیغات مسموم اموی! نه تنها او که هر سه پسر نام علی را به یادگار گرفتند تا بعدها سهم علی اصغر وعلی اکبر شهادت شود وسهم علی اوسط امامت !

بهمراه فرزند 5 ساله اش محمد باقر (ع) به کربلا آمد ولی در روز کارزار به سختی بیمار شد و با حال بیمار جنگید اما به فرمان پدر به خیمه گاه برگشت تا ریشه  امامت بدون رسالت قطع نشود!

  ادامه مطلب ...

کلاس عاشقی

من نوشت





میدونی این جا کجاست ؟


سرداب حرم حضرت اباالفضل‌(ع)

یعنی از آن روز

آب افتاده به پای عباس(ع)

و التماسش می کند


"فقط یک ج ر ع ه…"/1



درمدرسه زندگی بعضی ها اهل هیچ کلاسی نیستند !

نه حلال وحرامی ،نه محرم ونامحرمی ،نه خدا وپیغمبری !

خلاصه از هفت دولت آزاد !!!

عده ای هم از سر اجبار چند کلاسی می گذرانند

این ها اهل توجیه اند و تراشیدن دلیل

و همیشه بین عشق ومصلحت در تردید !

بعضی هم فقط آمدند که بنشینند سر کلاس عاشقی

ودرس عشق جواب بدهند !



آن روزی که حضرت عباس (ع) مشک خالی اش

را از آب فرات پر کرد-

می توانست دلیل ها برای نوشیدن آب بیاورد

مثلا بگوید:اگر آب بنوشم

نیرو می گیرم و بهتر می توانم بجنگم  و...

اما به عشق امامش که تشنه لب بود

و به عشق کودکان وزنان تشنه حرم

آب نخورد و لب تشنه جان سپرد

ودر آن لحظه بود که سر عالم هستی برایش تجلی کرد

شد باب الحوائج و آب تا ابد به پایش افتاد !



در کلاس زندگی هنوز هم 

عشق را می آموزند

و نمره قبول می دهند

به هرکس که از عشق خالق به عشق مخلوق برسد

و دوباره از عشق مخلوق به حریم  قدسی او عروج کند !



پی نوشت : با تشکر از وبلاگ دوست گرامی (امپراطوری بهار ) توضیحات ایشان درباره سرداب حرم آقا ابالفضل (ع) در ادامه می آید :

 

ادامه مطلب ...