بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

بهار بی خزان

مذهبی - اجتماعی - ادبی

سالروز تخریب بارگاه ائمه بقیع (ع) تسلیت باد!

مناسبت ها





آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا

تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم

سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا

گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه

اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شه

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن

اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن

( تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت

به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت 

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره

روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر می ذاره

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره

نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره



بیانات آیت الله وحید خراسانی به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام)




نامه دردمندانه حجت الاسلام قرائتی درباره مهجوریت قرآن/ ناله هدهدی نزد سلیمان‌ها

مناسبت ها






در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن از سوی مفسر قرآن و رئیس ستاد اقامه نماز حجت الاسلام و المسلمین قرائتی، نامه سوزمندانه و در خور تأملی به فرهنگیان قرآنی جامعه به ویژه مبلغین و دلسوزان قرآن نوشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، متن نامه به شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ناله
آیا می‌دانید...
خدمت سروران گرامی
سلام علیکم

طبق معمول هر سال همین که به ماه رمضان نزدیک می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینکه کار قرآن به جایی رسیده که باید مثل من این حرفها را بزند (که از دهانم بزرگتر است) شرمنده‌ام.


1. آیا می‌دانید که در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن کبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر که شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟


2. آیا می‌دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟


3. آیا می دانید به ما دستور داده اند که هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏


4. آیا می دانید بعضی به اسم این که دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می‌کنند؟


5. آیا می دانید آن مقدار که در متون آموزش و پرورش و دانشگاه کلمات عربی را تزریق می کنند کارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اکثرا یک صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟


6. آیا می دانید بعضی به خیال اینکه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن می ترسند، با اینکه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: من زعم ان کتاب الله مبهم فقد هلک و اهلک راستی اگر قرآن را نمی‌توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه کنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟

 

ادامه مطلب ...

فصل انتظار

مناسبت ها

نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت. از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.
گفتند: ولی حجم آتش در برابر آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد.
گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟ پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد کردم …

ابراهیم زمان چون یوسف در چاه غیبت گرفتار است، مردم  با گناه و بی توجّهی جانش را بر منجنیق آتش میگذارند و او را بر صلیب میکشند.

اما بزودی یوسف از چاه برون خواهد آمد و مرا خواهند پرسید: تو چه کردی ؟!

و خوشا به حال گنجشکان سرفراز



 اى که فصل آمدنت زیباترین فصل زندگانى است 
و حــضــورت گــویـاتــرین پـیـام آشـنـایـى...
اى که باب خدایى و واسطه فیض... 
دریاى رحمتى و بى کران مهر ...
مـــــا را دریــــــاب ...
ما را دریاب که خوب مى دانیم این ماییم که در غفلت به سر مى بریم در غیبت از خود و مولاى عشق و شما حاضرترین حاضرانید ...

عید مبعث مبارک !

مناسبت ها






گوشه اى ازاخلاق عظیم پیامبر گرامى اسلام صلى الله و علیه و آله




روزهایى بس شیرین و به  یاد ماندنى و تاریخ ساز پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله را نمى توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص  توصیف و تعریف کرد.
آن حضرت هرگز در این واژه ها نمى گنجد و فراتر از آن است. انسان  کاملى که تمام افلاک و موجودات را خدا به خاطر او آفرید واگر ایشان نبودند، هیچ چیز نبود. «لولاک لما خلقت الافلاک» و الا انسانى که تا قاب قوسین أو أدنى بالا رفت و به جایى رسید که  جبرئیل آن ملک مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد و با صراحت  به او عرض کرد: اگر یک مو بالاتر روم به نور تجلى  بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جایى رفت که نه در خرد آید و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخیال! اوست کسى که  خدایش درباره  اش فرمود: «و انک لعلى خلق عظیم» پس مابه جاى  اینکه حرفى بزنیم که نه آغازش و نه انجامش ما را به جایى  مى رساند چرا که جز خدایش و برادرش کسى او را نخواهد شناخت  «یا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفک الا الله و انا» پس روا است که لب فرو بندیم وسخن کمتر گوئیم.
بیائیم در این سخن ربانى که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله را داراى منشى سترگ واخلاقى عظیم معرفى مى کند بیاندیشیم و از زبان روایت نمى از این  اقیانوس پرفیض برگیریم، و ازرسول الله الگوى زندگى بگیریم که قرآن فرمود: «و لکم فى رسول الله اسوه حسنه».

جمله  هایى کوتاه در منش و روش زندگى حضرت بیان مى شود که هم  برکت است و پر مایه برکتى است و هم برنامه به زیستى وخدا پسندانه:



1) آن قدر حضرت متواضع و فروتن بودند که متن روایت او را«خاضع الطرف» مى نامد یعنى به زمین نگاه مى کردند و سر را کمتر بالا مى بردند، این چنین با وقار و متین... با ادب و فروتن. چنان  در برابر خالقش خاضع و خاشع بود که بیشتر سرفرود مى آوردند و کمتر سر را بلند مى کردند چرا که خدا را حاضر و ناظر مى دیدند و لحظه  اى  بلکه کمتر از لحظه  اى هم از یاد و ذکر خدا غافل نبودند.



ادامه مطلب ...

رمز جاذبه

مناسبت ها



رمز محبت را هنوز کسى کشف نکرده است، یعنى نمى توان آن را فرموله کرد و گفت اگر چنین شد چنان مى شود و اگر چنان شد چنین مى شود، ولى البته رمزى دارد. چیزى در محبوب هست که براى محب از نظر زیبایى خیره کننده است و او را به سوى خود مى کشد. جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق »نامیده مى شود. على محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟و در چه جهت؟ فوق العادگى على در چیست که عشقها را بر انگیخته و دلها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانى گرفته است و براى همیشه زنده است؟چرا دلها همه خود را با او آشنا مى بینند و اصلاً او را مرده احساس نمى کنند بلکه زنده مى یابند؟


مسلماً ملاک دوستى او جسم او نیست، زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نکرده ایم و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى که در همه ملتها وجود دارد، نیست. هم اشتباه است که بگوییم محبت على از راه محبت فضیلتهاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانیت است. درست است على مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه هاى عالى انسانیت را دوست مى دارد اما اگر على همه این فضایل انسانى را که داشت، مى داشت: آن حکمت و آن علم، آن فداکاریها و از خود گذشتگى ها، آن تواضع و فروتنى، آن ادب، آن مهربانى و عطوفت، آن ضعیف[نوازى]، آن عدالت، آن آزادگى و آزادیخواهى، آن احترام به انسان، آن ایثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگى نسبت به دشمن و به قول مولوى:

در شجاعت شیر ربانیستى در مروت خود که داند کیستى؟


آن سخا و جود و کرم و... اگر على همه اینها را که داشت، مى داشت اما رنگ الهى نمى داشت، مسلماً این قدر که امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.

على از آن نظر محبوب است که پیوند الهى دارد. دلهاى ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سر و پیوستگى دارد و چون على را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق مى یابند به او عشق مى ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق على پیوند جانها با حضرت حق است که براى همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانى است مهر على نیز جاودان است.
نقطه هاى روشن در وجود على بسیار است اما آنچه براى همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است که به او جذبه الهى داده است.


جاذبه ودافعه امام علی (ع) -استاد  مطهرى

چشمه هایى از دانش على(ع)


چشمه اول


یکى از علماى یهود نزد والى آمد و گفت: آیا تو جانشین پیامبر این امت هستى؟ او گفت: آرى. یهود گفت که ما در تورات دیده ایم که جانشینان پیامبران در میان امت آنان، دانشمندترین آنان است. پس مرا آگاه کن که خداى تعالى کجاست، آیا در زمین است یا در آسمان؟


ادامه مطلب ...

شب آرزوها

مناسبت ها






راه آسمان...
 
خدا...
اجابت...
بخشش ....
شاید در نظرت سخت بیاید...
طولانی...! دست نیافتنی....!
اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند
بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان....
می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران  آسمان گره بزنی...
برای ثانیه ای با خدا...
امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی
صاحبخانه برای استقبال می آید
با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...
لیلة الرغائب...
شب آرزوها...
مراقب آرزوهایت باش...
 
 

ادامه مطلب ...

رجب ماه غلبه اسم رحمت

مناسبت ها



ماه غلبه اسم رحمت


رجب؛ ماهی که خداوند جنگ با دشمنان را نیز ممنوع فرموده است، تا برای همه انسان‌ها امن و امان باشد، تا هر کس خواست به جوار حضرت حق نزدیک شود، اسم رحمت حق به استقبال او رود و او را وارد رحمت الهی نماید و طعمِ ورود به مقام انس با حق را به قلب او بچشاند.     

خسران بزرگی است که در ماه عزیز رجب، قلب را نسبت به این ماه  متذکر نکنیم. در این ماه باید به قلب بگوییم:

ای قلب! متوجّه باش، وقتی خداوند جنگ با دشمنان خدا را در این ماه ممنوع نموده، بنگر با دوستان خود چه خواهد کرد.

ای قلب! غافل مباش، در این ماه به خطاهای تو نمی‌نگرند، مأیوس هم مباش، می‌خواهند تو را وارد بنده‌های خاص گردانند.



ادامه مطلب ...

شهادت پیشوای هدایت تسلیت باد

مناسبت ها




از امام هادی (ع) زیارت جامعه کبیره که مضامین بلند امام شناسی در آن نهفته برای ما به یادگار مانده است. چه زیباست امروز  فرازی از این دعا را به ایشان تقدیم کنیم.

روز معلم

مناسبت ها





یکی از مریدان حسن بصری عارف بزرگ دربستر مرگ از او پرسید: مولای من استاد شما که بود؟

حسن بصری پاسخ داد: صدها استاد داشتم و نام بردنشان ماهها و سالها طول می کشد و باز شاید برخی را از قلم بیندازم.
- کدام استاد تاثیر بیشتری در شما گذاشته است؟
 حسن کمی اندیشید وبعد گفت: در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموخت.
اولین استادم یک دزد بود در بیابان گم شدم و شب دیر هنگام به خانه رسیدم کلیدم را پیش همسایه گذاشته بودم و نمی خواستم آن وقت شب بیدارش کنم سرانجام به مردی برخوردم از او کمک خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز کرد؛ حیرت کردم و از او خواستم این کار را بر من بیاموزد، گفت کارش دزدی است اما آنقدر سپاسگزارش بودم که دعوت کردم شب در خانه‌ام بماند ، یک ماه نزد من ماند هر شب بیرون می‌رفت و می گفت: می‌روم سر کار ، به راز و نیازت ادامه بده و برای من هم دعا کن.و وقتی بر می‌گشت می پرسیدم چیزی بدست آورده ای یا نه؟ با بی‌تفاوتی پاسخ می داد امشب چیزی گیرم نیامد اما انشاء الله فردا دوباره سعی خواهم کرد.
 مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناکام ندیدم. هر گاه مراقبه می‌کردم و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد، به یاد جملات آن دزد افتادم امشب اگر چیزی گیرم نیامد انشاء الله فردا دوباره سعی خواهم کرد.
 - نفردوم که بود؟
نفردوم سگی بود می خواستم از رودخانه آبی بنوشم که آن سگ هم از راه رسید و تشنه بود هر بار که نزدیک اب می‌رسید سگ دیگری را در اب می دید که البته چیزی نبود جز بازتاب تصویر خودش سگ می ترسید و عقب می کشید سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد تصمیم گرفت با این مشکل روبرو شود خود رابه داخل آب انداخت و تصویر سگ دیگر محو شد.
و سومین استاد من دختر بچه‌ای بود با شمع روشن که به طرف مسجدی می‌رفت، پرسیدم خودت شمع را روشن کرده‌ای؟ دخترک گفت بلی؛ برای اینکه به او درسی بیاموزم گفتم دخترم قبل از اینکه روشنش کنی خاموش بود می‌دانی شعله از کجا آمد؟ دخترک خندید شمع را خاموش کرد و از من پرسید: جناب می‌توانید بگویید شعله ای که الان اینجا بود کجا رفت؟!!
در آن لحظه بود که فهمیدم چقدر ابله بوده‌ام. کی شعله خرد را روشن می کند، شعله کجا می رود، فهمیدم که انسان مانند آن شمع در لحظات خاصی آن شعله را در فلبش دارد و هرگز نمی داند چگونه روشن می‌شود.از آن به بعد تصمیم گرفتم با محیط پیرامونم و دیده‌ها ارتباط پیدا کنم. درختها، جنگلها، رودخانه‌ها، مردها، زنها... من در زندگیم هزاران استاد داشتم....همیشه اعتماد کردم که آن شعله که هر وقت از او بخواهم روشن شود من شاگرد زندگی بودم و هنوز هم هستم. آموختم که از چیزهای بسیار ساده و بسیار غیر منتظره بیاموزم مثل قصه‌هایی که پدران برای فرزاندان خود می گویند.